الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )
78
كشكول شيخ بهائى ( فارسى )
122 - دانايى و نادانى « محمد بن سيرين » را از حال كسى كه از شنيدن قرآن بىهوش مىشد ، پرسيدند ؛ گفت : وعدهء ما و او اين باشد كه بر ديوار بلندى اقامت كند و قرآن را از فاتحه تا خاتمه بر او بخوانند . اگر فرو افتاد ، معلوم است در آن حال صادق است و چه خوش سرودهاند در اين باره : لو كنت تعلم ما أقول عذرتني * أو كنت أعلم ما تقول عذلتكا لكن جهلت مقالتى فعذلتني * و علمت أنك جاهل فعذرتكا * * * اگر تو مىدانستى من چه مىگويم مرا مىبخشيدى ، و اگر مىدانستم تو چه مىگويى ، تو را سرزنش مىكردم ، ليكن تو نمىدانى من چه مىگويم ، پس مرا سرزنش كردى ، و من دانستم تو جاهلى ، پس تو را بخشيدم . 123 - تفسير اسم در بسم اللّه اكثر مفسّرين برآنند : لفظ اسم در بسم اللّه ، مقحم و زياد است چنانچه در قول « لبيد » است كه ، در صد و چهل و پنج سالگى مىگفت : و لقد سئمت من الحياة و طولها * و سؤال هذا الناس كيف « لبيد » ؟ * * * از روزگار خود و درازى آن مأيوس شدم و از اينكه مردم هماره احوال مرا مىپرسند . هنگام احتضار خطاب به دخترانش چنين سروده است : تمنى ابنتاى أن يعيش أبوهما * و هل أنا من ربيعة أو مضر فقوما و قولا بالذى تعلمانه * و لا تخمشا وجها و لا تحلقا شعر و قولا هو المرء الذي لا صديقه * أضاع و لا خان الخليل و لا غدر إلى الحول ثمّ اسم السلام عليكما * و من يبك حولا كاملا فلقد عذر * * * دخترانم آرزو مىكنند كه پدرشان زنده بماند و مگر من به جز از ربيعه يا مضر نيستم . پس به پا خيزيد و آنچه مىدانيد بگوييد و هرگز صورت خود را نخراشيد و گيسوان خويش را پريشان نكنيد و بگوييد او كسى بود كه هيچ دوستى را از دست نمىداد و نسبت به همنشين خويش خيانت نمىورزيد . تا سال بگذرد و آنگاه سلامت بر شما باد ، كه هركه تا يك سال بگريد ، معذور است .